مثل بمب صدا کرد...
گفته بودند دادگاه متهمینه، ولی هیچ کس فکر نمی کرد در اولین جلسه هفت نفر از رجال سیاسی میهمان دادگاه باشند و دو نفرشون هم این حرفها را بزنند.
حاشیه نمی رویم، چون اکثرش رو می دونید اگه هم نمی دونید با یه نگاه به سایتهای خبری می فهمید، کاری به نحوه برگزاری دادگاه، ارزش این اعترافات و دلیلشو و ... ندارم، اما این دادگاه چند تا نکته جالب برای من داشت که بهشون اشاره می کنم:
اگه خوب به اعترافات ابطحی توجه کنید می بینید که مطلب عجیبی نگفته، مواضع خودش رو درباره دموکراسی، جامعه مدنی و ...بیان کرد و تنها برخی خبرها از جلسات خصوصی که قبلاً به صورت شنیده ها در سایتها می اومد رو شفاف کرد، برخلاف عطریانفر.
دستورات دینی به ما می گن که حسن ظن داشته باشید و وقتی فردی می گه متحول شدم، همونو مبنا قرار بدید مگه اینکه دلایل متقنی داشته باشید که دروغ می گه، بنابراین من هم اونو به دروغگویی متهم نمی کنم ولی چند روایت مشهور در عرصه سیاسی رو بیان می کنم.

آقای عطریانفر از نزدیکان فکری و سیاسی جریان کارگزاران سازندگیه، او در روزنامه های هم میهن و شرق و هفته نامه شهروند امروز که با سردبیری محمد قوچانی منتشر می شدند، رئیس شورای سیاستگذاریشون بود.
می دونید که این جراید به شدت مروج تفکرات لیبرالی کارگزاران در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتی دینی بودند. آقای عطریانفر و دوستانشون و جرایدی که گفتم در عین حالی که در دوره های مختلف سیاسی مواضع متفاوتی داشتند همیشه حامی متعصب شخص آقای هاشمی رفسنجانی بودند و هاشمی رو رهبر معنوی خودشون می دونستند(این عین جمله آقای هدایت ا... آقایی عضو شورای مرکزی کارگزارانه).
بسیاری از تحلیلگران ریشه تغییر چندین باره مواضع سیاسی کارگزاران سازندگی(که به حزب باد معروف است) رو ریشه در اعتقادات اونها دونسته که مهم ترین ویژگی این دیدگاه در عرصه سیاسی اینه که « هدف، وسیله را توجیه می کند»، از این رو اینها در بازه ای از زمان بسته ترین فضای سیاسی و اقتدارگراترین دولت جمهوری اسلامی رو به نام سازندگی تشکیل می دهند و از اون دفاع می کنند و در زمانی دیگر به سینه چاکان دموکراسی تبدیل می شوند.
به هر حال اینکه آقای عطریانفر با سابقه ای که از او سراغ داریم به یکدفعه به پشتیان جدی ولایت مطلقه فقیه تبدیل بشه قابل تامله!(یه نکته بی ربط: خواهر آقای عطریانفر از سران میلیشیای سازمان منافقین است و گفته می شود به طور غیر رسمی همسر چهارم مسعود رجوی می باشد)
اما آقای ابطحی با بیان اینکه تغییری در اعتقاداتش پیش نیامده، تنها به بیان برخی مسائل پشت پرده و بعضی از اشتباهات خود و دوستانش پرداخت.
اما شاید مهم ترین نکته دادگاه امروز این جمله آقای ابطحی بود:«پس از انتخابات هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي در جلسه مشتركي همقسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند...» و «هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدينژاد و مقام معظم رهبري را داشت»(لینک) جملات جالبی که با تکذیبیه جالبتر روابط عمومی مجمع تشخیص رنگ و بوی تازه تری گرفت.
در ابتدای این تکذیبیه ذکر شده که اولاً جلسه دوشنبه نبوده و شنبه بوده(لینک) (نمی دونم در کجای اظهارات ابطحی دوشنبه را پیدا کردند) و بعد هم آمده است که این جلسه بعد از ظهر شنبه 23 خرداد با حضور هاشمی، موسوی، خاتمی و سید حسن خمینی برگزار شده و ...
خیلی جالب شد...، رسماً اعلام کردند که روز بعد از انتخابات چنین جلسه مهمی برگزار شده، جلسه ای که تاکنون خبری از اون منتشر نشده بود.
نمی دونم دقت کردید یا نه، به غیر از شخص هاشمی هیچ تحلیلگر و یا چهره شاخصی(از دو جناح) تاثیرگذاری جدی هاشمی رفسنجانی را در تصمیمات کلان جریان « نه به احمدی نژاد...» در این انتخابات تکذیب نکرده است.
براستی در این جلسه که ظاهراً به صورت اضطراری تشکیل شده و قاعدتاً اولین جلسه اونا هم نبوده چی گذشته، آیا واقعاً هاشمی تنها بر قانونمداری تکیه کرده و یا اصلاً بر قانونمداری هم تکیه کرده؟!
ا... اعلم
ثانیه ها آبستن حوادث عظیمی هستند که خود گویای آنند...
پ.ن: در چند روز اخير و با تحقيقات بيشتري كه پيرامون شخصيت، سابقه و آخرين مواضع آقاي عطريانفر داشته ام، صادقانه بودن حرفهاي وي در دادگاه برايم باورپذير تر شده است.
يكي از ارزشمندترين سرمايه هاي اجتماعي ما ايرانيان كه آن را آسان به دست نياورده ايم، خون هايي است كه در راه آرمان هاي بلند ملت ريخته شده است.
شهداي تاريخ ما به خصوص شهداي 8 سال دفاع مقدس از سرمايه هاي با ارزش و تجديدناپذير ما هستند. هيچ كس حق ندارد اين سرمايه ها را مصادره به نفع نمايد و يا ساحت آن ها را خدشه دار كند.
متاسفانه در طول سال هاي پس از جنگ برخي از اطرافيان و وابستگان شهدا با سوء استفاده از موقعيت خود اقداماتي انجام دادند كه ذهن اقشاري از مردم را به مقوله شهيد و شهادت مخدوش ساختند، اما در اين هياهوها برخي از نزديكان شهدا نيز به سمبل هاي روايت ايثار و حماسه تبديل شدند؛ كساني كه در اين سال ها سكوت نكرده و سعي كرده اند با زبان و قلم و حضورشان تصويري زنده و ارزشمند از شهدا را بازسازي نمايند.
همسر شهيد همت و همسر شهيد باكري از جمله اين افراد بودند كه در اين سالها با حضور در صدا و سيما و مناطق جنگي و ... رواياتي ناب از همسرانشان ارائه كردند كه شايد بخشي از دركمان از شهدا را مديون آن ها باشيم.

متاسفانه در طول مبارزات انتخاباتي، برخي از نزديكان شهدا از جمله افراد ياد شده با مصاحبه و سخنراني و ... به حمايت از كانديداهاي مختلف پرداختند، اين مسئله كه در اردوگاه تبليغاتي موسوي و احمدي نژاد بروز داشت قطعاً يك اشتباه اساسي هم از طرف خانواده هاي شهدا بود و هم از طرف ستادهاي كانديداها كه وجهه اي كه به مدد خون شهدا به دست آورده اند را هزينه تمايلات و گرايشات شخصي خود كنند. قطعاً اين كار اشتباه بود...
اما بدتر از اين، حرفها، نيش ها و كنايه هاي افرادی چون ذوالنوري است كه امثال همسر حميد باكري كه قبل از اين با عزت و احترام از آنها ياد مي كردند، چون مطابق با سليقه وي سخن نرانده اند به يكباره بي ارتباط با شهدا، كسي كه چيزي از باكري ها نمي داند و ... تبديل مي شوند.
ذوالنوري و ذوالنوري ها بدانند كه حافظه تاريخي ملت ايران آنقدر ضعيف نيست كه رشادت ها و حماسه هاي فرزندانش را كه قطعاً استقامت و پايداري دختران اين سرزمين همانند همسر باكري ها در خلق آن نقش همي داشته است را به راحتي فراموش نمي كند.
ملت ايران آگاه تر از آن است كه با حرف همسر باكري و همت و يا ذوالنوري راه خويش را انتخاب كند.
اما آقاي ذوالنوري حق نداريد اينگونه طلبكارانه سخن بگوييد، اين نوع اظهار نظرتان حالمان را بد مي كند.
بدانيد كه همسر حميد براي ما همسر حميد است...
بیایید یکبار دیگر با هم مرور کنیم.(شاید برای آخرین بار)
آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتی است، در اوج تقابل تبلیغاتی، برخی رسانه ها از برنامه ریزی برای اغتشاش بعد از شکست می گویند.«این هشدار جدی است! آخرین سناریوی افراطیون آشوب بعد از شکست»(تیتر یک کیهان، 20 خرداد88)
کسی توجه زیادی نمی کند، 19 خرداد نامه هاشمی به رهبری منتشر می شود:«بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت»(لینک)
بسیاری از مهدی هاشمی پسر ارشد اکبر هاشمی به عنوان طراح اصلی اغتشاشات نام می برند.
آخرین نظرسنجی های معتبر(صدا و سیما، جهاد دانشگاهی و ...) در روز چهارشنبه حاکی از پیروزی احمدی نژاد در دور اول انتخابات است.
پنج شنبه، روز قبل انتخابات، شایعه ها اوج می گیرد: استعفای رئیس بانک مرکزی، پاسخ رهبری به نامه هاشمی و ... بهترین ابزار برای پخش شایعات پیامک است، از ساعت 23 پنج شنبه پیامک ها قطع می گردد.(ظاهراً با حکم حکومتی)
صبح جمعه عفت مرعشی همسر هاشمی در اظهار نظری عجیب هنگام رای دادن می گوید:« من به موسوی رای داده ام و اگر موسوی راي نیاورد تقلب شده و مردم باید به خیابان ها بریزند.»(نقل به مضمون)
عصر جمعه، سید محمد خاتمی در اقدامی عجیب و بی سابقه پیش از برگزاری کامل انتخابات پیروزی میرحسین موسوی را تبریک می گوید.(لینک)
میرحسین ساعت 23 در کنفرانسی خبری که پیش از آن قرار بود روز شنبه تشکیل شود:«من رئیس جمهورم!»(نقل به مضمون)
آخر شب، اولین نتایج رسمی(احمدی نژاد 68 درصد، موسوی 28 درصد)
بعد از ظهر 23 خرداد: بیانیه میرحسین:« تسلیم این صحنه گردانی ها نمی شوم»
و اما بعد...
در فضای امنیتی که دستگاههای انتظامی و اطلاعاتی به تبع اخبار و مستنداتی که برای برنامه ریزی برای اغتشاش بدست آورده بودند، ایجاد کردند اتفاقات خوشایندی رخ نداد.

نیروهای یگان ویژه که برای مواقع خاص تربیت شده اند، برخورد توهین آمیزی با مردم داشتند، در روزهای نخست بعضاً به راحتی رکیک ترین الفاظ را در برخورد با افراد(از زن و مرد) به کار می بردند و بسیاری را بدون هیچ دلیلی بازداشت می کردند حتی در روزهای نخست بسیاری از دوستان من که نه تنها معترض نبودند بلکه از حامیان احمدی نژاد بودند دستگیر شدند.
بی تدبیری بعضی از فرماندهان انتظامی و تصمیم های اشتباه سبب تشدید بحران در بسیاری مواقع می شد، در یکی از همین بی تدبیری های یک تجمع 100 نفره در خوابگاه دانشگاه یزد(که فضایی آرام داشته و اکثر آرای آن نیز متوجه احمدی نژاد بود) به بحرانی تبدیل شد که تنها با گاز اشک آور و حمله یگان ویژه و لباس شخصی ها به محوطه دانشگاه پایان یافت.
و لباس شخصی ها...
حضور این افراد که ظاهراً در بسیاری از موارد با چراغ سبز فرماندهان انتظامی صورت گرفت، اوضاع را مبهم تر کرد، بسیاری از مردم به رفتارهای اینها که جایگاهی قانونی نیز ندارند، معترضند، در آب گل آلود لباس شخصی ها عده ای با هویت نامشخص در لوای لباس شخصی ها اقدامات خطرناکی انجام می دهند، حمله به کوی دانشگاه تهران که به تبع آن حمله یگان ویژه جهت مهار آن را در پی داشت از دردناک ترین این حوادث بود؛ حمله ای که با شعار "یا زهرا" و "حیدر حیدر" صورت گرفت.
دوشنبه 25 خرداد: راهپیمایی غیر قانونی با حضور شخص موسوی در میدان آزادی برگزار می شود، در حاشیه این مراسم عده ای از راهپیمایی کنندگان به پادگان مقداد حمله می کنند، کار به درگیری نفر به نفر می رسد، نیروهای پادگان که مسئول حفاظت از بیش از 200 قبضه سلاحی بودند که در آن جا نگهداری می شد به درگیری فیزیکی روی آوردند، ظاهراً پنج نفر از نیروهای بسیج، مادر و دختری که مادر و خواهر فرمانده پایگاه بسیج بودند و چند نفر از مهاجمین کشته می شوند.
تجمعات و اغتشاشات پراکنده ادامه پیدا می کند.
سه شنبه، عده ای به سمت صدا و سیما حرکت می کنند، فائزه هاشمی برای آن ها سخنرانی می کند، برخی تحرکات مشکوک برای حرکت به سمت بیت رهبری وجود دارد.
اغتشاشات کم و بیش ادامه دارد...
جمعه 29 خرداد، بی سابقه ترین نماز جمعه تاریخ تشیع: رهبر معظم انقلاب:«اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند.»(لینک)
شنبه 30 خرداد: به دعوت مجمع روحانیون مبارز قرار است تجمعی صورت پذیرد، حوالی ساعت 14 اعلام لغو مراسم صورت می گیرد. شدیدترین درگیری ها صورت می گیرد. بنابر اعلام مسئولان 10 نفر کشته می شوند، ندا آقاسلطان یکی از آن هاست...
و ...

کاری به این نداریم که این حوادث کلاً برای چه بود؟ سناریوی تقلب از کی و چگونه شکل گرفت؟ کاری نداریم که آقایان ابتدا ادعا کردند در تجمیع آرا شعبده بازی شده اما بعد از ارائه آمار تفکیکی صندوق ها خواستار تطبیق کد ملی رای دهندگان با ته برگها شده و پس از اعلام آمادگی شورای نگهبان برای این کار و تشکیل هیئت ویژه و ... نهایتاً آقایان که دلیل قانع کننده ای برای تقلب نمی بینند به سراغ قبل از انتخابات و مناظره ها و سهام عدالت و سیب زمینی و ...می روند، کاری نداریم.
اما چند نکته...
1- چرا پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی هنوز تعدادی از فرماندهان میانی انتظامی ما از روحیات طاغوتی برخوردار بوده و رفتاری از خود نشان می دهند که در تضاد کامل با اصول دینی، قانونی و انقلابی ماست.
2- نیروهای یگان ویژه که ما پیش از این هم و در جریان تجمعات گوناگون جلوی سفارتخانه ها پیشان به تنمان مالیده بود، در چه فضایی تربیت می شوند، با آنها چه می کنند که گویی از قوه عقل و احساس خالی بوده و تنها زدن را بلدند و مخاطب هم برایشان یکسان است.
3- چرا دستگاه امنیتی ما که ادعای کم نظیر بودن در دنیا را دارد، در برخی مواقع اینقدر بی تدبیرانه و ناهماهنگ عمل میکند. شاید به مانند آقای باهنر بگویند در فضای امنیتی نقل و نبات پخش نمی کنند، قبول. اما در بسیاری از موارد اقدامات شما نه تنها امنیتی نبود بلکه ضد امنیتی بود.
4- در بازداشتگاههای ما چه می گذرد، احکام اسلامی، قانونی و نظرات امام ورهبری در این مورد روشن است، اما متاسفانه ان روزها از بازداشت گاهها اخبار ناخوشایندی به گوش می رسد.
5- می دانیم که مشی رهبر انقلاب بر این است که تا جای ممکن به مجموعه ها استقلال داده و به غیر از رهنمودهای کلی معمولاً در کار آنها دخالت نمی کند، چه شده که ایشان شخصاً حکم تعطیلی یک بازداشتگاه را صادر نمایند. باید حتماً روح الامینی کشته شود تا مسئولین به خود آیند.
* قطعاً باید حقوق بازداشت شدگان و شهروندان طبق قانون اساسی رعایت شود و با کسانی که به این حقوق تجاوز کرده اند برخورد قانونی صورت گیرد، اما این به معنای مسامحه با قانون شکنان، آشوبگران و طراحان حادثه ها نیست، با آنها نیز باید برخورد قانونی صورت گیرد...
و اما دوستان مراقب باشیم:
حضرت علی (ع):«هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شيرش دوشند.»
یا علی...
وقتي اولين بار بر روي دكه ها ديده شد، خيلي ها فكر كردند شهروند امروز رفع توقيف شده است، اما خيلي زود متوجه شدند كه اين مجله به اردوگاه رقيب تعلق دارد.
دو هفته نامه پنجره كه اسفند 87 پيش شماره خود را عرضه كرده و تا كنون 7 شماره ديگر نيز روانه دكه هاي روزنامه فروشي كرده است، نتيجه هميتي در برخي نخبگان انقلابي است كه براي مقابله فكري با جريان قوي رسانه اي ليبرال دموكراتها شروع به كار نموده است.
گرچه اين نشريه در ظاهر، كيفيت كاغذ و حتي قيمت سعي كرده دقيقاً مثل شهروند امروز عمل كند و اين يك نقطه ضعف براي آن به شمار مي رود، اما مطالب قوي، تيترهاي جذاب و مقاله هاي علمي، غنايي خاص به آن بخشيده است و هرچه جلوتر مي رويم اين مجله خواندني تر مي شود.

استفاده از كاغذهاي گلاسه نازك، تركيب رنگ هاي سفيد، سياه و قرمز به سبك تايمز، به كار گيري عكس هاي خاص، درج تيترهاي جنجالي و پرونده سازي هاي مختلف از ويژگي هاي اين مجله مي باشد.
دکتر عليرضا زاكاني صاحب امتياز و مدير مسئول اين مجله از نخبگان جريان اصولگرا به شمار مي رود كه علاوه بر نمايندگي مجلس، دبير كل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي به عنوان يكي از تشكل هاي منسجم و پويا در كشور مي باشد، هم چنين سايت جهان نيوز به وي منتسب است.
از اعضاي شاخص شوراي سياست گذاري اين مجله مي توان به فريدالدين حداد عادل(فرزند حداد)، سيد نظام الدين موسوي و علي عسكري(رئيس اسبق سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران) اشاره كرد.
زاكاني در سرمقاله اولين شماره پنجره مي نويسد:« نشريهي پنجره، رسانهاي براي انعكاس ديدگاههاي نخبگاني خواهد بود كه عميقا دل در گرو دين و ملت دارند و ميكوشند با سردست گرفتن ارزشهاي اسلامي حضوري فعال در متن جامعه داشته باشند. نشريهي پنجره خواهد كوشيد در نهايت صداقت و رعايت امانتداري محملي مطمئن براي ارايهي انديشهها و نظرات عزيزان، فراهم آورد.»
گر چه حوادث اين روزها به ما آموخته است تا در تمجيد از اشخاص و گروه ها با احتياط سخن برانيم ولي به نظر مي رسد، تبليغ و معرفي اين نشريه به عنوان يك تريبون قوي براي جريان انقلابي خوب باشد در ضمن مطالعه مرتب اين نشريه كه البته فعلاً تيراژ پاييني دارد را به دوستان(از هر طيف فكري) توصيه مي كنيم، البته كساني را که امکان تهیه ندارند به این آدرس ارجاع می دهم. (لینک)
چندی پیش یکی از همرزمان در وبلاگش در حالی که سعی می کرد تا حدی از هاشمی رفسنجانی دفاع کند، چنین گفت:«...شنیدن و دیدن انحراف هیچ انسانی در دنیا برای من دور از انتظار نیست ...»(لینک)
آن موقع این جمله را عادی و جزو بدیهیات دانستم، اما هرگز فکر نمی کردم سرعت تحولات آنقدر اعجاب آور باشد که فردی به یکباره در اذهان امت از مالک اشتر علی به یک بی حیای عهد شکن تبدیل گردد.
عجیب سالی است این سال 88...
از شروع آرامش تا اردیبهشت داغش، خرداد بی نظیرش و تیرماه پر عبرتش. آزمون های الهی در بسیاری وقایع مشهود است و تحقق سنت های الهی را در بسیاری از موارد به وضوح می توان مشاهده کرد. در طول 30 ساله انقلاب مدام شاهد ریزش و رویش بسیاری از نیروها بودیم اما شاید هیچ گاه به این شدت در نیروهای دسته اول نظام لغزش مشاهده نشده بود.

از موسوی و کروبی گرفته که از یاران محبوب امام به صحنه گردان سناریوی دشمنان این ملت تبدیل گشتند و مشخص نیست که این گسستشان از نظام بازگشتی داشته باشد.
از خاتمی، این مرد آرام که در 8 سال اریکه اش بر قدرتی که 20 میلیون پشتوانه داشت، در بسیاری از موارد از خود، خواسته هایش و خواسته های حامیانش گذشت ولی از خطوط قرمز نظام نه؛ ولی اکنون تندترین بیانیه های زندگیش را صادر می کند.
از هاشمی که از نزدیک ترین فرد به امام و رهبری به یکی از دغدغه های اصلی دلسوزان نظام تبدیل شده است و همه در فکر آنند که چگونه او را کنترل کرده تا آسیب کمتری برساند.
تا احمدی نژاد...
باورمان نمی شد، مردی که اگر حمایتهای رهبری از او نبود، مخالفانش که هیچ، خود ماها در این چهار سال ترتیبش را داده بودیم و بعد از این انتخابات سنگین و هزینه هایی که مردم و نظام و رهبری پرداخت کردند و بعد از جبهه گیری ای که توسط امثال موسوی و خاتمی و هاشمی شده بود، این قدر زود نمکدان بشکند...
باورمان نمی شد مردی که می خواستیم از او قهرمان قصه فرزندانمان(البته در آینده) را بسازیم، کسی که او را احیا کننده خط اصیل انقلاب در روزگار درجا زدن ها و پا پس کشیدن های فرزندان انقلاب می دانستیم، اسطوره ای که خاکی بودنش یادآور همت ها بود، هوش و ذکاوتش چمران را به خاطر می آورد، صلابتش در مقابل بیگانگان رکب به مردانگی خمینی می زد، توجهش به محرومین رجایی را برایمان زنده می کرد، اینگونه بلغزد.
نمی دانم این آزمون آنقدر سنگین بود که او نتوانست سربلند بیرون بیاید و یا اینکه ما از اول خیلی از ماجرا پرت بودیم.
ولی این را خوب می دانم که ما قبل و بعد از انتخابات می خواستیم به تکلیفمان که با حجت های بسیار به آن رسیده بودیم عمل کنیم و در این راه سعی کردیم کم فروشی نکنیم، البته اشتباه هم داشتیم، کندروی و به خصوص تندروی در آن فضای احساسی کم نداشتیم که آن را به غفارالذنوب سپرده و خود را در آیینه شریعت سپرده ایم تا ناصافیهایمان حداقل برای خودمان روشن شود.
اکنون نیز گر چه رنجیده ایم، گر چه از نامرادی روزگار و عهدشکنی یاران دلشکسته ایم، اما نیک به خاطر داریم که ما برای احمدی نژاد و امثال او پا به این ره نگذاشته ایم که با لغزش او و امثال او بریده خاطر شویم.
آری بار دیگر و با هدف مبارزه در راه تحقق آرمان های بلند الهی و انسانی و برای حراست از انقلاب خمینی(ره) و جهت یاری به ولی زمان اعلام می کنیم:
با آنکه شکسته ایم بر می خیزیم...

